شاخه گل*** گلچهره
منوي اصلي
homenew p.png صفحه اصلی
info2.png مقالات
paint.gif گالري عکس
music.gif دریافت موسیقی
customer_service.png حساب كاربري
gallary.gif بخش رسانه های تصویری
icon_editicon.gif ارسال خبر
present.png فال حافظ
icon_community.gif معرفي به دوستان
mail.gif تماس با ما
آخرین پنجاه مقاله
تعداد شاخه ها: 4 عدد
تعداد مقالات: 60 عدد 1: میرزا عبدالله 
[دفعات مشاهده : 174 بار]
 2: دستگاه دشتی 
[دفعات مشاهده : 126 بار]
 3: علی اکبر خان شهنازی 
[دفعات مشاهده : 244 بار]
 4: نخستين برنامه قصه شمع 
[دفعات مشاهده : 114 بار]
 5: تصنيف مرغ سحر 
[دفعات مشاهده : 127 بار]
 6: واپسين دم زندگي داريوش رفيعي 
[دفعات مشاهده : 142 بار]
 7: آخرين باري كه قمر را ديدم 
[دفعات مشاهده : 112 بار]
 8: خاطره اي در منزل ورزي 
[دفعات مشاهده : 125 بار]
 9: حسين تهراني 
[دفعات مشاهده : 103 بار]
 10: محمود تاجبخش 
[دفعات مشاهده : 195 بار]
 11: رضا محجوبي 
[دفعات مشاهده : 102 بار]
 12: رهي و گلرخ 
[دفعات مشاهده : 120 بار]
 13: مرا ببوس 
[دفعات مشاهده : 111 بار]
 14: خاطره اي از ياحقي و صبا 
[دفعات مشاهده : 154 بار]
 15: ماه زدگي رضا 
[دفعات مشاهده : 133 بار]
 16: تصنيف آزاده 
[دفعات مشاهده : 183 بار]
 17: بنان يا ايرج 
[دفعات مشاهده : 212 بار]
 18: حراج آثار استاد 
[دفعات مشاهده : 179 بار]
 19: پشكل شتر دلالت بر وجود شتر دارد 
[دفعات مشاهده : 210 بار]
 20: شوخي بديع زاده با تهراني 
[دفعات مشاهده : 218 بار]
 21: خاموش 
[دفعات مشاهده : 164 بار]
 22: قصه شمع 
[دفعات مشاهده : 188 بار]
 23: خزان عشق 
[دفعات مشاهده : 191 بار]
 24: كاروان 
[دفعات مشاهده : 232 بار]
 25: دستگاه افشاري 
[دفعات مشاهده : 179 بار]
 26: آرش كمانگير 
[دفعات مشاهده : 195 بار]
 27: كوچه 
[دفعات مشاهده : 177 بار]
 28: خلقت زن 
[دفعات مشاهده : 234 بار]
 29: گلهاي رنگارنگ 
[دفعات مشاهده : 184 بار]
 30: تاريخچه سرود مقدس اي ايران 
[دفعات مشاهده : 172 بار]
 31: موسيقي فيلم 
[دفعات مشاهده : 217 بار]
 32: جواد بديع زاده 
[دفعات مشاهده : 173 بار]
 33: اكبر محسني 
[دفعات مشاهده : 201 بار]
 34: حبيب الله بديعي 
[دفعات مشاهده : 308 بار]
 35: اسماعيل مهراش 
[دفعات مشاهده : 129 بار]
 36: ابوالحسن صبا 
[دفعات مشاهده : 118 بار]
 37: روح انگيز 
[دفعات مشاهده : 102 بار]
 38: علي اصغر بهاري 
[دفعات مشاهده : 108 بار]
 39: علي نقي وزيري 
[دفعات مشاهده : 346 بار]
 40: ملكه برومند 
[دفعات مشاهده : 121 بار]
 41: همايون خرم 
[دفعات مشاهده : 124 بار]
 42: حبيب سماعي 
[دفعات مشاهده : 106 بار]
 43: درويش خان 
[دفعات مشاهده : 119 بار]
 44: مهدي خالدي 
[دفعات مشاهده : 142 بار]
 45: احمد عبادي 
[دفعات مشاهده : 138 بار]
 46: مرتضي ني داوود 
[دفعات مشاهده : 113 بار]
 47: عبدالله دوامي 
[دفعات مشاهده : 168 بار]
 48: حسن كامكار 
[دفعات مشاهده : 145 بار]
 49: سياوش كسرايي 
[دفعات مشاهده : 306 بار]
 50: عبدالوهاب شهيدي 
[دفعات مشاهده : 232 بار]
منتظر دیدگاه های شما هستیم
گروه هاي خبرنامه پويا

اگر ميخواهيد مشترك خبرنامه ما شويد در اين قسمت ايميل خود را وارد نمايييد و پس از تاييد ايميل فعال سازي به خبرنامه ما بپيونديد.شما از اين قسمت ميتوانيد از عضويت خبرنامه ما نيز خارج شويد.

آدرس ايميل
گروه خبرنامه
لطفا انتخاب كنيد
انتخاب نوع

فروش آرشیو کم نظیر برنامه گلهای رنگارنگ

رهي و گلرخ
رهي معيري و برادرزاده اش گلرخ

رهي معيري و برادرزاده اش گلرخ


گلرخ معیری برادرزاده بیست ساله رهی است.بعد از مادرش گلرخ را در دنیا بیش از همه دوست می داشت.گلرخ کسی است که در یک سال آخر عمر رهی و بیماری او یکدم عموی مهربا را تنها نگذاشت،حتی شب ها در اتاق رهی می خوابید و کمترین ناله ی او گلرخ را هر وقت شب که بود بیدار می کرد.گلرخ در این یک ساله همه زندگی خود،حتی تحصیل دانشگاهی اش را به خاطر عمو کنار گذاشت.با او همخانه شد و با قدرت و اعتمادی که از سن او بعید است،شاهد سوختن و تمام شدن،وجود و عمر رهی بود.
آشنایی و نزدیکی گلرخ و عمو از وقتی شروع شد که گلرخ هشت ساله بود و همراه پدرش در آبادان زندگی می کرد.یک روز در مجله ای چشمش به شعری از رهی افتاد که این طور شروع می شد:

«من کیستم از مردم دنیا رمیده ای
                                          چون کوهسار،پای به دامن کشیده ای»
گلرخ خردسال که تازه خواندن و نوشتن یاد گرفته بود،چنان تحت تاثیر این شعر قرار گرفت که نامه ای به عمو نوشت و با همه شیرینی کودکانه اش به او گفت:تو چطور نمی دانی چه کسی هستی؟تو عموی من هستی و نوه ی معیرالممالک نظام الدوله،پس چرا در شعرت می گویی:
من کیستم ز مردم دنیا رمیده ای؟
رهی در جواب گلرخ کارت پستالی فرستاد که عکس دو گربه ی ملوس و کوچک روی آن به چشم می خورد و پشت کارت پستال نوشت:

ای گلی،ای راحت جان عمو
                              روی تو همچون گلستان عمو
چشم تو میشی چو این پیشی بود
                                گربه را با تو مگر خویشی بود؟
گربه ات دادم که تا بازی کنی
                               بهر بابا گربه رقصانی کنی
آنچه شگفت انگیز است شباهت ظاهری رهی با گلرخ است،،گلرخ حتی خال های صورت عمو را نیز به ارث برده است.سال ها بعد وقتی گلرخ به همراه خانواده اش به تهران آمد دوستی اش با عمو شدت گرفت.رهی گلرخ را به تماشای شهر فرنگ می برد.او را برای گردش به کافه شهرداری سابق می برد.در بازی با گلرخ و عروسک هایش شرکت می کرد.خلاصه همه ی عاطفه ی پدری اش را با نزدیکی و عشق به گلرخ ارضا می ساخت.
وقتی گلرخ بزرگ شد و به دختری زیبا و برازنده تبدیل شد،رهی در همه ی مهمانی های رسمی او را با افتخار و غرور همراه می برد و کوچکترین آرزویش راجامه ی عمل می پوشانید.درمدرسه ی دوستی با گلرخ سرقفلی داشت.دخترها دور و برش جمع می شدند،و مرتب درباره ی رهی از او سوال می کردند.چه شکلی است؟چه جوری شعر می گوید؟چرا زن نمی گیرد؟خانه اش کجاست؟و گلرخ همه ی اسرار عمو را برای خودش نگه می داشت و چیزی به کسی بروز نمیداد.
بعد از مرگ رهی از گلرخ پرسیدند:رهی برای تو چه بود؟گلی در پاسخ گفت:رهی برای من همه چیز بود.هیچوقت عصبانی نمی شد.هیچگاه کفر نمی گفت.حتی در مدت بیماری اش بدترین دردها را تحمل می کرد و شکایت نمی کرد.

جاوید باد آنکه نکونام زیست.
دوستان گرامی اگر با گلرخ معیری آشنایی دارند یا از او اطلاعی دارند به من خبر دهید.بی نهایت ممنون میشم.


 



© کپی رایت شاخه گل*** گلچهره, کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.
نويسنده: admin (120 بازديد )


اختيارات

چاپ مفاله ارسال براي دوستان
تمامی مطالب مربوط به این تارنما می باشد و بیان آنها با اشاره به منبع مجاز است
Powered By Arya Portal 3.0 ::-:: Copyright © 2007 by AryaPortal.com