شاخه گل*** گلچهره
منوي اصلي
homenew p.png صفحه اصلی
info2.png مقالات
paint.gif گالري عکس
music.gif دریافت موسیقی
customer_service.png حساب كاربري
gallary.gif بخش رسانه های تصویری
icon_editicon.gif ارسال خبر
present.png فال حافظ
icon_community.gif معرفي به دوستان
mail.gif تماس با ما
سخنان بزرگان
يا درست حرف بزن يا عاقلانه سكوت كن . ژرژ هر برت
آخرین پنجاه مقاله
تعداد شاخه ها: 4 عدد
تعداد مقالات: 59 عدد 1: دستگاه دشتی 
[دفعات مشاهده : 34 بار]
 2: علی اکبر خان شهنازی 
[دفعات مشاهده : 22 بار]
 3: نخستين برنامه قصه شمع 
[دفعات مشاهده : 28 بار]
 4: تصنيف مرغ سحر 
[دفعات مشاهده : 24 بار]
 5: واپسين دم زندگي داريوش رفيعي 
[دفعات مشاهده : 32 بار]
 6: آخرين باري كه قمر را ديدم 
[دفعات مشاهده : 28 بار]
 7: خاطره اي در منزل ورزي 
[دفعات مشاهده : 37 بار]
 8: حسين تهراني 
[دفعات مشاهده : 21 بار]
 9: محمود تاجبخش 
[دفعات مشاهده : 33 بار]
 10: رضا محجوبي 
[دفعات مشاهده : 25 بار]
 11: رهي و گلرخ 
[دفعات مشاهده : 30 بار]
 12: مرا ببوس 
[دفعات مشاهده : 28 بار]
 13: خاطره اي از ياحقي و صبا 
[دفعات مشاهده : 35 بار]
 14: ماه زدگي رضا 
[دفعات مشاهده : 32 بار]
 15: تصنيف آزاده 
[دفعات مشاهده : 96 بار]
 16: بنان يا ايرج 
[دفعات مشاهده : 81 بار]
 17: حراج آثار استاد 
[دفعات مشاهده : 94 بار]
 18: پشكل شتر دلالت بر وجود شتر دارد 
[دفعات مشاهده : 80 بار]
 19: شوخي بديع زاده با تهراني 
[دفعات مشاهده : 115 بار]
 20: خاموش 
[دفعات مشاهده : 84 بار]
 21: قصه شمع 
[دفعات مشاهده : 90 بار]
 22: خزان عشق 
[دفعات مشاهده : 76 بار]
 23: كاروان 
[دفعات مشاهده : 89 بار]
 24: دستگاه افشاري 
[دفعات مشاهده : 83 بار]
 25: آرش كمانگير 
[دفعات مشاهده : 95 بار]
 26: كوچه 
[دفعات مشاهده : 75 بار]
 27: خلقت زن 
[دفعات مشاهده : 75 بار]
 28: گلهاي رنگارنگ 
[دفعات مشاهده : 91 بار]
 29: تاريخچه سرود مقدس اي ايران 
[دفعات مشاهده : 84 بار]
 30: موسيقي فيلم 
[دفعات مشاهده : 91 بار]
 31: جواد بديع زاده 
[دفعات مشاهده : 78 بار]
 32: اكبر محسني 
[دفعات مشاهده : 36 بار]
 33: حبيب الله بديعي 
[دفعات مشاهده : 42 بار]
 34: اسماعيل مهراش 
[دفعات مشاهده : 27 بار]
 35: ابوالحسن صبا 
[دفعات مشاهده : 25 بار]
 36: روح انگيز 
[دفعات مشاهده : 28 بار]
 37: علي اصغر بهاري 
[دفعات مشاهده : 25 بار]
 38: علي نقي وزيري 
[دفعات مشاهده : 123 بار]
 39: ملكه برومند 
[دفعات مشاهده : 29 بار]
 40: همايون خرم 
[دفعات مشاهده : 28 بار]
 41: حبيب سماعي 
[دفعات مشاهده : 20 بار]
 42: درويش خان 
[دفعات مشاهده : 26 بار]
 43: مهدي خالدي 
[دفعات مشاهده : 21 بار]
 44: احمد عبادي 
[دفعات مشاهده : 27 بار]
 45: مرتضي ني داوود 
[دفعات مشاهده : 28 بار]
 46: عبدالله دوامي 
[دفعات مشاهده : 19 بار]
 47: حسن كامكار 
[دفعات مشاهده : 22 بار]
 48: سياوش كسرايي 
[دفعات مشاهده : 32 بار]
 49: عبدالوهاب شهيدي 
[دفعات مشاهده : 37 بار]
 50: فريدون مشيري 
[دفعات مشاهده : 28 بار]
گروه هاي خبرنامه پويا

اگر ميخواهيد مشترك خبرنامه ما شويد در اين قسمت ايميل خود را وارد نمايييد و پس از تاييد ايميل فعال سازي به خبرنامه ما بپيونديد.شما از اين قسمت ميتوانيد از عضويت خبرنامه ما نيز خارج شويد.

آدرس ايميل
گروه خبرنامه
لطفا انتخاب كنيد
انتخاب نوع
جستجو در سايت


تصوير تصادفي

vafadar.jpg
vafadar.jpg


yahaghi.jpg
yahaghi.jpg


tehrani.jpg
tehrani.jpg


taraghi.jpg
taraghi.jpg


shajarian.jpg
shajarian.jpg


saba.jpg
saba.jpg


shahnazi.jpg
shahnazi.jpg


rahi.jpg
rahi.jpg


rahi2.jpg
rahi2.jpg


rafiei.jpg
rafiei.jpg


گالري عکس

فريدون مشيري
زندگينامه فريدون مشيري

فريدون مشيري



 


 

  فريدون مشيری در سی‌ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدری‌اش بواسطه ماموريت اداری به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادر شاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمود در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقه‌مندان به شعر بود و در خانوده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش مي‌رسيد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت

به گفته خودش: ” در سال ۱۳۲۰ كه ايران دچار آشفتگي‌هايي بود و نيروهاي متفقين از شمال و جنوب به كشور حمله كرده و در ايران بودند ما دوباره به تهران آمديم و من به ادامه تحصيل مشغول شدم. دبيرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اينكه در همه دوران كودكي‌ام به دليل اينكه شاهد وضع پدرم بودم و از استخدام در ادارات و زندگي كارمندي پرهيز داشتم ولي مشكلات خانوادگي و بيماري مادرم و مسائل ديگر سبب شد كه من در سن ۱۸ سالگي در وزارت پست و تلگراف مشغول به كار شوم و اين كار ۳۳ سال ادامه يافت. در همين زمينه شعري هم دارم با عنوان عمر ويران “ . مادرش اعظم السلطنه ملقب به خورشيد به شعر و ادبيات علاقه‌مند بوده و گاهي شعر می گفته، و پدر مادرش، ميرزا جواد خان مؤتمن‌الممالك نیز شعر مي‌گفته و نجم تخلص مي‌كرده و ديوان شعری دارد كه چاپ نشده است

مشيري همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به كار شد، و در همان سال مادرش در سن ۳۹ سالگي درگذشت كه اثري عميق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فني وزارت پست مشغول تحصيل گرديد. روزها به كار می‌پرداخت و شبها به تحصيل ادامه می‌داد. از همان زمان به مطبوعات روي آورد و در روزنامه‌ها و مجلات كارهايي از قبيل خبرنگاري و نويسندگي را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد. اما كار اداري از يك سو و كارهاي مطبوعاتي از سوي ديگر، در ادامه تحصيلش مشكلاتي ايجاد مي‌كرد

مشيري اما كار در مطبوعات را رها نكرد. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفكر بود. اين صفحات كه بعدها به نام هفت تار چنگ ناميده شد، به تمام زمينه‌هاي ادبي و فرهنگي از جمله نقد كتاب، فيلم، تئاتر، نقاشي و شعر مي‌پرداخت. بسياري از شاعران مشهور معاصر، اولين بار با چاپ شعرهايشان در اين صفحات معرفي شدند. مشيري در سال‌هاي پس از آن نيز تنظيم صفحه شعر و ادبي مجله سپيد و سياه و زن روز را بر عهده داشت 

فريدون مشيري در سال ۱۳۳۳ ازدواج كرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوي رشته نقاشي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصيل را ادامه نداد و به كار مشغول شد. فرزندان فريدون مشيري، بهار ( متولد ۱۳۳۴) و بابك (متولد ۱۳۳۸) هر دو در رشته معماري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و دانشكده معماري دانشگاه ملي ايران تحصيل كرده‌اند

مشيري سرودن شعر را از نوجواني و تقريباً از پانزده سالگي شروع كرد. سروده‌هاي نوجواني او تحت تاثير شاهنامه‌خواني‌هاي پدرش شکل گرفته كه از آن جمله، اين شعر مربوط به پانزده سالگي اوست :
چرا كشور ما شده زيردست
چرا رشته ملك از هم گسست
چرا هر كه آيد ز بيگانگان
پي قتل ايران ببندد ميان
چرا جان ايرانيان شد عزيز
چرا بر ندارد كسي تيغ تيز
برانيد دشمن ز ايران زمين
كه دنيا بود حلقه، ايران نگين
چو از خاتمي اين نگين كم شود
همه ديده‌ها پر ز شبنم شود

انگيزه سرودن اين شعر واقعه شهريور ۱۳۲۰ بوده است. اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگي با مقدمه محمدحسين شهريار و علي دشتي به چاپ رسيد (نوروز سال ۱۳۳۴). خود او در باره این مجموعه مي‌گويد: ” چهارپاره‌هايي بود كه گاهي سه مصرع مساوي با يك قطعه كوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافيه و هم معنا. آن زمان چندين نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سايه)، سياوش كسرايي، اخوان ثالث و محمد زهري بودند كه به همين سبك شعر مي‌گفتند و همه از شاعران نامدار شدند، زيرا به شعر گذشته ما بي‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قديم احاطه كامل داشتيم، يعني آثار سعدي، حافظ، رودكي، فردوسي و ... را خوانده بوديم، در مورد آنها بحث مي‌كرديم و بر آن تكيه مي‌كرديم. “

مشيری توجه خاصی به موسيقي ايراني داشت و در پي‌ همين دلبستگي طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضويت در شوراي موسيقي و شعر راديو را پذيرفت، و در كنار هوشنگ ابتهاج، سيمين بهبهاني و عماد خراساني سهمي بسزا در پيوند دادن شعر با موسيقي، و غني ساختن برنامه گلهاي تازه راديو ايران در آن سالها داشت. ” علاقه‌ به موسيقي در مشيري به گونه‌اي بوده است كه هر بار سازي نواخته مي‌شده مايه آن را مي‌گفته، مايه‌شناسي‌اش را مي‌دانسته، بلكه مي‌گفته از چه رديفي است و چه گوشه‌اي، و آن گوشه را بسط مي‌داده و بارها شنيده شده كه تشخيص او در مورد برجسته‌ترين قطعات موسيقي ايران كاملاً درست و همراه با دقت تخصصي ويژه‌ای همراه بوده است. اين آشنايي از سالهاي خيلي دور از طريق خانواده مادري با موسيقي وتئاتر ايران مربوط بوده است. فضل‌الله بايگان دايي ايشان در تئاتر بازي مي‌كرد و منزل او در خيابان لاله‌زار (كوچه‌اي كه تماشاخانه تهران يا جامعه باربد در آن بود) قرار داشت و درآن سالهايي كه از مشهد به تهران مي‌آمدند هر شب موسيقي گوش مي‌كردند . مهرتاش، مؤسس جامعه باربد، و ابوالحسن صبا نيز با فضل‌الله بايگان دوست بودند و شبها به نواختن سه‌تار يا ويولون مي‌پرداختند، و مشيري كه در آن زمان ۱۴-۱۵ سال داشت مشتاقانه به شنيدن اين موسيقي دل مي‌داد.“

فريدون مشيری در سال ۱۳۷۷ به آلمان و امريکا سفر کرد، و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، ليمبورگ و فرانکفورت و همچنين در ۲۴ ايالت امريکا از جمله در دانشگاه‌های برکلی و نيوجرسی به طور بی‌سابقه‌ای مورد توجه دوستداران ادبيات ايران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم شعرخوانی در چندين شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد.سرانجام فریدون مشیری در


 

سال 1379 در تهران درگذشت.           روحش شاد


 


 


 


 



© کپی رایت شاخه گل*** گلچهره, کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.
نويسنده: admin (28 بازديد )


اختيارات

چاپ مفاله ارسال براي دوستان
تمامی مطالب مربوط به این تارنما می باشد و بیان آنها با اشاره به منبع مجاز است
Powered By Arya Portal 3.0 ::-:: Copyright © 2007 by AryaPortal.com