بدیع زاده روزی به دیدار حسین که پاتوقش شب ها میکده ی سلماسی واقع در سه راه
سپهسالار بود می رود و در آنجا به حسین می گوید من صد تومان وسط می گذارم اگر
کاری را که می گویم انجام دهی صد تومان مال تو در غیر این صورت باید صد تومان
تو به من بدهی.مشروط بر اینکه وسط چهارراه مخبرالدوله لخت شوی.حسین می پذیرد
سوار اتوبوس می شوند و نزدیکی های میدان فریاد می زند آی زنبور مرا گزید و توی
لباس من است.از اتوبوس پیاده می شود و ابتدا کتش را در می آورد و همینطور
زنبور زنبور گویان برهنه می شود و با این ترتیب صد تومان را می برد
منبع: قصه شمع--------اسماعیل نواب صفا