وقتی در سال 1323ایران تحت اشغال متفقین بود بعد از ظهر یکی از روز های تابستان در خیابان، شاهد
حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با مردم بودم.از ناراحتی نمی دانستم چه کنم
بی اختیار راه انجمن موسیقی را که تازه تاسیس شده بود پیش گرفتم.وقتی خالقی مرا دید گفت
چرا ناراحتی.واقعه را برای وی تعریف کردم.وی گفت:ناراحتی تاثیری ندارد.بیا کاری کنیم و سرودی
بسازیم.این بود که سرود ای ایران خلق گردید(دکتر حسین گل گلاب به نقل از خاطرات نواب صفا)و
این سرود با صدای استاد غلامحسین بنان برای اولین بار در رادیو اجرا گردید
ای ایران
ای ایران،ای مرز پرگهر ای خاکت سرچشمه ی هنر
دور از تو اندیشه ی بدان پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن ار تو سنگ خاره ای،من آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست،اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما
***
سنگ کوهت دور و گوهر است خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم برگو،بی مهر تو چون کنم
تا گردش جهان و دور آسمان بپاست نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست،اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما
***
ایران ای خرم بهشت من روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم جز مهرت در دل نپرورم
از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم مهر اگر برون رود گلی شود دلم
مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست،اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما